سه شنبه 9 شهريور 1389 - 14:57 اختصاصی آرت نا/ موسیقی بد مثل تنقلات مضر است
|
|
|
| آرت نا: صدا و سیما باید به دانش و تجربه و آگاهی آهنگسازان هم اهمیت بدهد و از این موقعیت درست استفاده کند. |
|
| |
گفت و گو: زهره حیدری شاهی سرایی/ آرت نا
امین رامین استاد موسیقی و کارشناس موسیقی کودک است.
با او درباره ی کیفیت آثار منتشر شده ی موسیقی برای کودکان و ویژگی های موسیقی کودک گفت و گویی داشتیم. وی در خلال گفت و گو جایی که حرف پیرامون ارتباط شعر و موسیقی پیش آمد، به یاد زنده یاد پرویز مشکاتیان افتاد، از او یاد کرد و آثار و تصنیف های او را مظهر ارتباط مناسب و درهم تنیدگی بین شعر و موسیقی دانست.
آقای رامین با توجه به کیفیت آثار نشر الکترونیک که در بازار کتاب و موسیقی کودک وجود دارد، آیا اصلا چیزی به عنوان موسیقی مخصوص کودک به عنوان شاخه ای از موسیقی باید وجود داشته باشد و اگر آری این موسیقی چگونه باید باشد و چه ویژگی هایی دارد؟
موسیقی نیاز انسان است و کودک بعنوان جرئی از جامعه انسانی است. نه تنها در موسیقی بلکه در تمام حوزه هایی که به کودک مربوط می شود باید نگاه درستی به کودک داشت و به قول مولانا از زبان کودکی هم باید برخوردار بود. متاسفانه موسیقی های بازاری معضلی است که برای کودکان ضرر دارد. کسانی هستند که با نگاه از بالا به کودک ، او را دست کم می گیرند و به عنوان موجودی که نمی فهمد و فقط یک جوری باید او را سرگرم کرد به او نگاه می کنند. مثل اینکه کودک را با تنقلات مضر ساکت و سرگرم می کنند و به این فکر نمی کنند که چه ضرری برای کودک می تواند داشته باشد. موسیقی هایی که متاسفانه الان در بازار می بینیم همین گونه اند و ضربات زیادی به حس زیبایی شناسی کودک وارد می کنند و آن را مختل می کنند.
اگر اثری درست و اصولی و جدی برای کودک نواخته شود دیگر گروه سنی ندارد و همه انسان ها را در بر می گیرد. چون همه کودکی در درون خود دارند که از آن لذت می برد.
چگونه می توان کار اصولی و جدی برای کودک انجام داد بهتر بگویم آهنگسازی برای کودک و بر روی شعر کودک چه دانش و ویژگی هایی را می طلبد و یک آهنگساز چگونه باید با شعری که به او پیشنهاد می شود برخورد کند؟
درست است. آهنگسازی برای کودک معمولا بر روی شعر کودکان انجام می گیرد. در درجه اول آهنگساز باید شعر کودک را بشناسد، با شعر ارتباط درونی و حسی برقرار کند و این ارتباط را به خوبی بین شعر و موسیقی بوجود بیاورد. مثلا شعری هست درباره ی آهویی که خیلی خوشگل است و کودک آن را خیلی دوست دارد اما این آهو فرار می کند یا گم می شود و کودک را ناراحت می کند اما موسیقی که برای این شعر تولید شده بسیار شاد است. از همین جا تضاد به کودک وارد می شود. انگار که به او بگویی چیزی را که خیلی دوست داری اگر از دستش بدهی باید خوشحال باشی!

آیا با این تفاسیر می توان گفت نوت های موسیقی ترجمه ی احساس جاری در شعر است؟
دقیقا. موسیقی ترجمه احساس در شعر است. موسیقی یعنی حرف زدن. در لحن حرف زدن چیزهای زیادی نهفته است. در صدای ما انواع و اقسام احساسات و پیغام ها وجود دارد. عشق، غم، شادی و اعتراض ما از صدایمان معلوم می شود. موسیقی هم احساسات مختلف را به ما منتقل می کند. آهنگساز همان لحنی را باید برای موسیقی بکار ببرد که شاعر در شعرش به کار برده است. در واقع آهنگساز کاملا در خدمت شعر است و بطوری که اگر آهنگی را برای یک شعر ساخت دیگر نمی تواند آنرا برای شعر دیگری به کار برد. همانگونه که آهنگ یک فیلم را نمی توان برای فیلمی دیگر استفاده کرد.
در موسیقی کودک چه اتفاق مثبتی افتاده است؟
پس از دهه پنجاه و شصت و پس از برنامه های کودک «هادی و هدی» ساخته ی آقای علیقلی و «خونه ی مادر بزرگه» کار جدی برای کودکان انجام نشده است. کسانی وارد کار موسیقی شده اند که چیز زیادی در چنته ندارند. با یک وسیله الکترونیک به نام سینتی سایزر که صداها و خیلی از ریتمها را در خود دارد و با پیش فرضی از موسیقی پاپ دست به کار موسیقی برای کودکان می زنند و باورشان این است که فقط باید آهنگ شاد بنوازند. البته موسیقی پاپ در جای خود بسیار قابل احترام است ولی کسی که می خواهد نوازنده خوب و اصولی باشد نباید از این جا شروع کند. همه آهنگ ها برداشتی ضعیف از موسیقی پاپ است و پیوند ضعیفی به شعر دارند و به همراه خواننده ی ضعیف، ارکستراسیون ضعیف دست به کار ضعیف و بازاری می زنند.

مسئله چیست و چه کسی مسئول این اتفاق در حوزه ی موسیقی کودک است؟
مسئله این است که عده ای می خواهند با بودجه کم، کاری انجام دهند و به درآمدی هم برسند. مسئول این اتفاق سیاستگذاران کلانند که باید روی این مسئله حساسیت زیادی نشان بدهند. همانطور که کارخانه ای را به دلیل رعایت نکردن بهداشت می بندند. در زمینه ی تغذیه کودک همه به این نتیجه رسیده اند که باید بهترین و سالم ترین چیز ها را به کودک داد در زمینه ی فرهنگی هنوز به این نتیجه نرسیده اند.
متاسفانه یک طرف مشکل هم افراد باسابقه و با تجربه و هنرمندان موسیقی اند که کار کردن برای کودک را کسر شان خود می دانند. ابتدا باید این فرهنگ را نهادینه کرد که کودکان مهم هستند و زیر بنای علم و فرهنگ و هنر جامعه را تشکیل می دهند. باید به این باور رسید. ذائقه ی کودکان بسیار حساس تر و پیچیده تر از ذائقه ی بزرگسالان است و آن ها درک بالایی دارند و نمی توانیم کودکی را گول بزنیم و مثلا وانمود کنیم که دوستش داریم.
حالا که این مسئله وجود دارد، به غیر از فرهنگ سازی و بالابردن شناخت جامعه نسبت به اهمیت کودکان چه کار دیگری باید کرد. مثلا آیا اگر نقد موسیقی هم در جامعه توسط کارشناسان باب شود و در جایی، نشریه ای منعکس شود نمی شود امیدوار بود که اتفاقاتی در این حوزه بیفتد و نظر ها به این سمت جلب شود؟
قطعا نقد جواب خواهد داد. همانگونه که در حوزه های دیگر صورت می گیرد و جواب می دهد. اما بیشترین تاثیر را در این زمینه صدا و سیما دارد. در همه ی دنیا همین طور است. هر چه از صدا و سیما پخش می شود به ذائقه ی مردم تبدیل می شود. صدا و سیما نباید هر کسی را که از راه می رسد به کار بگیرد. صدا و سیما باید به دانش و تجربه و آگاهی آهنگسازان هم اهمیت بدهد و از این موقعیت درست استفاده کند.
|
|