پنج شنبه 22 بهمن 1388 - 02:40 آلفردو جي. مارتيز جي ، عکاس/ هيچ وقت به دنبال کردن سبک خاصي فکر نکردهام
|
|
|
| نميدانم اين را مي توان «طبيعي نگاري» دانست يا نه، اما من سبک «طبيعي نگار» را به «فراواقعگرا» ترجيح مي دهم. |
|
| |
آلفردو جي. مارتيز جي.[۱] يکي از عکاسان فعال در سايت Aminus3 ارتباط برقرار کرده و از او سوالاتي در مورد سبک و ابزار مورد استفاده در عکاسي اچ. دي. آر پرسيديم.
- پيش از شروع سوالات، خود را بيشتر معرفي کنيد. چه شد که به عکاسي روي آورديد؟
علاقه من به عکاسي از سال ۲۰۰۵ و در سفري تفريحي به ژاپن شروع شد. قبل از آن علاقهاي به عکاسي نداشتم و نميفهميدم چه چيز در مورد اين هنر اين قدر جذاب است. در طول سفر پدرم به من دوربيني داد و مرا تشويق کرد که از آنچه در شهر جذاب مييابم عکس بگيرم.
روز نخست من با دوربين با کارت حافظه پر و بيش از ۳۰۰ عکس به پايان رسيد و روزهاي پس از آن هم به همين منوال بود. از هرچه ميتوانستم عکس ميگرفتم. آن عکسها به لپ تاپ منتقل شد و همان جا ماند. پس از مدتي به عکس هاي سفر سر زدم تا از آن تجربه يادي کنم و به نظرم رسيد که چرا اين همه عکس گرفتهام. در بيشتر عکسها آنچه در آن لحظه درمورد آن صحنه به نظر خاص رسيده بود ديگر جذاب نبود. بعد از کمي مرور بيشتر متوجه شدم بعضي از عکسها متفاوتند و از بقيه سر تر هستند و فهميدم که بايد چگونه نگاه کردن را ياد بگيرم. تصميم گرفتم سعي خود را براي ياد گرفتن عکاسي بکنم، اما يک سال طول کشيد تا حرکتي انجام دهم.
در سال ۲۰۰۶ براي تحصيل به ژاپن سفر کردم و ۳ سال فوق ليسانس طراحي معماري خواندم. با پسزمينه معماري، پتانسيل عکاسي براي ثبت موضوعات گوناگون در فرآيند طراحي خود را کشف کردم.
در زمان فراغتم در توکيو، درباره عکاسي تحقيق کردم و هرآنچه ميتوانستم ياد ميگرفتم. کتاب «درک نوردهي»[۲] را خواندم، ويديوهاي مختلف درباره عکاسي ديدم، مقالات آموزشي درمورد پردازش عکس خواندم و به طور مدارم تمرين کردم تا احساسام را بهبود دهم.
در سال ۲۰۰۷ تصميم گرفتم فوتوبلاگ بسازم تا خاطراتم را در توکيو با خانوادهام تقسيم کنم، و همچنين بازخورد عکاسان ديگر را ببينم تا دانش و مهارت خود را بهتر کنم.
در آن زمان هر روز يک عکس را پردازش مي کردم، يعني عکسي که براي انتشار انتخاب شده بود. دو سال را با انتشار يک عکس در هر روز سپري کردم، اما به خاطر پروژههاي کاري نتوانستم به اين منوال ادامه دهم. هنوز هم عکسهايم را منتشر ميکنم، اما نه مثل روزهاي نخست. اما هنوز در هر روز تنها يک عکس پردازش ميکنم، البته روزهايي که تصميم دارم عکسي در فوتوبلاگ منتشرکنم.
- چه چيز شما را به کاوش دنياي اچ. دي. آر ترغيب کرد؟
با شروع فوتوبلاگام، فوتوبلاگهاي ديگر را جستجو ميکردم تا چشمهايم را تمرين بدهم و از تجربيات ديگران چيزي ياد بگيرم. وقتي فوتوبلاگهاي ديگر عکاسها را ميديدم، متوجه شدم بعضي عکسها ظاهر خاصي دارند، اما دقيقا نميدانستم چرا. بعد وبلاگ Vanilla Days پيت کار[۳] را يافتم و از شخصيت عکسهايش خيلي خوشم آمد. با ديدن عکسهايش اچ. دي. آر را کشف کردم و با خواندن مقاله آموزشي او تصميم گرفتم اين سبک را تجربه کنم.
- شما سبک پردازش عکس هاي اچ. دي. آر خود را «طبيعي نگار» مي دانيد يا «فراواقعگرا»؟ و چرا اين را ترجيح مي دهيد؟
هيچ وقت به دنبال کردن سبک خاصي فکر نکردهام. من به پرورش احساس يا درک و بيان خود اعتقاد دارم. انتخاب شخصي من بهبود به سمت پردازش عکسهاي اچ. دي. آر به شکلي است که لطيف باشند و احساس زياد پردازش شده نداشته باشند، گرچه در بعضي موارد مي خواهم نتيجه کار گيرايي لازم را داشته باشد. نميدانم اين را مي توان «طبيعي نگاري» دانست يا نه، اما من سبک «طبيعي نگار» را به «فراواقعگرا» ترجيح مي دهم.
- از چه ابزار عکاسي و پردازش تصويري براي گرفتن عکس هاي اچ. دي. آر استفاده مي کنيد؟
من از نيکون D70s به عنوان دوربين اصلي استفاده مي کنم، همراه با لنز Sigma 18-200mm f/3.5-6.3. همچنين عکسهايي با کنون ۴۰D و لنز Tamron AF18-270mm f/3.5-6.3 Di II دارم. بسته به موقعيت از سهپايه و کنترل ازراه دور يا دکلانشور استفاده ميکنم. برنامه دارم که اگر موقعيت بود چند فيلتر بخرم، مخصوصا يک ND grad.
- لطفا در مورد اين که چطور عکس مي گيريد و سپس پردازش مي کنيد بيشتر توضيح دهيد. آيا Raw عکس مي گيريد يا JPG؟ و معمولا چند عکس؟
من شخصا Raw را ترجيح ميدهم چون اطلاعات بيشتري را درخود ذخيره ميکند و در زمان پردازش نسبت به JPG انعطاف بيشتري دارد.
درباره پردازش، براي عکس اچ. دي. آر ميتوان از ۳ فايل Raw و بيشتر يا يک عکس Raw استفاده کرد. عکسهاي اچ. دي. آر که من توليد مي کنم از نوع دوم است، يعني يک عکس ميگيرم و نوردهيهاي مختلف از آن را با استفاده از لايتروم[۴] ذخيره مي کنم، و نتيجه کار که ۳ تا ۵ فايل tiff است را براي نگاشت تناليته و توليد اچ. دي. آر به فوتوماتيکس ميبرم.
از لحاظ تکنيکي نگاشت تناليته با يک فايل Raw عکس اچ. دي. آر به حساب نميآيد، ولي متاسفانه من امکان براکت کردن نوردهي صحنه را نداشتهام، چون در زمان عکاسي معمولا در حرکت هستم يا از جايي به جاي ديگر سفر ميکنم و بيشتر اين عکسها زماني گرفته شده که سهپايه همراه خود نداشتهام. توليد اچ. دي. آر از ۳ عکس Raw يا بيشتر چيزي است که در اولين فرصت که بتوانم براي آن برنامهريزي کنم انجام خواهم داد.
– چه صحنه هايي به نظر شما بهترين گزينه براي عکس هاي اچ. دي. آر هستند؟
فکر ميکنم قدرت اچ. دي. آر وقتي ابرهاي زيبا در کنتراست با پيچيدگيهاي سايهها و نور در يک صحنه وجود دارد لمس مي شود، همچنين در تصاوير طلوع و غروب خورشيد. در مورد خودم، من دوست دارم بعضي عکسها را به صورت اچ. دي. آر پردازش کنم چون جزييات عکس را بهتر نشان داده و خروجي زيباتري ارايه ميدهد. اين مخصوصا درمورد عکسهاي معماري مصداق دارد و همچين تصاوير اشيايي که بازتاب، بافت و تکرار عناصر سازنده متعدد دارند. در اين موارد اچ. دي. آر کمک مي کند همه اين جزييات نشان داده و به عکس شخصيت قويتر تازهاي ببخشيم. عکاسي اچ. دي. آى در شب هم برايم جذاب است، اما تا به حال امتحان نکرده ام.
- چه نرم افزاري را براي اين کار پيشنهاد مي کنيد و چرا؟
من لايت روم و فوتوماتيکس را توصيه ميکنم. هر دو برنامه ساده هستند و يادگيري آنها سريع است و فرآيند کاري شما را ساده ميکنند تا بتوانيد بيشتر بر روي مهارتهاي خود کار کنيد، به جاي آنکه بيشتر وقت خود را جلوي کامپيوتر در تلاش براي يادگيري پردازش عکس صرف کنيد. هر دو برنامه با هم به خوبي کار ميکنند و انعطافپذيرند که به شما امکان ميدهند بسته به احساسي که براي يک عکس خاص ميخواهيد آنها را تنظيم کنيد.
- بر اساس تجربه اي که کسب کرده ايد، معمول ترين اشتباهاتي که افراد در شروع تلاش براي عکاسي اچ. دي. آر مي کنند چيست؟
فکر ميکنم يک اشتباه معمول اين است که اجازه دهيد تاثير مستقيم پردازش اچ. دي. آر شما را از لطافت صحنه يا آن لحظه دور کند. منظورم اين است که به سادگي ممکن است با عکسي زياد پردازش شده و دور از واقعيت کار را تمام کنيم. مسلما اين به سليقه شخص هم بستگي دارد و اينکه سعي در پرورش چه سبکي داريد.
يک اشتباه ديگر اين است که فکر کنيد پردازش اچ. دي. آر ميتواند يک عکس بد را نجات دهد. براي يک تصوير اچ. دي. آر خوب يک عکس خوب با وضعيت نوري مناسب، ترکيب بندي، تعامل عناصر صحنه و احساس خوب نياز است.
و به عنوان آخرين پرسش: راهنمايي، تمرين، يا منابعي براي مطالعه بيشتر براي خوانندگان ما که قصد بهبود عکاسي اچ. دي. آر خود را دارند، داريد؟
پيشنهاد ميکنم بيرون برويد و تجربه کنيد و تفريح را در کاري که ميکنيد فراموش نکنيد. از زندگي و عکاسي لذت ببريد. به ياد داشته باشيد که هر عکسي با اچ. دي. آر بهتر نميشود، پس هر عکسي که ميگيريد به اين روش پردازش نکنيد. انتخاب کنيد و وقتي تصميم گرفتيد عکسي را به اين روش پردازش کنيد، به دنبال بهبود آن جنبهاي باشيد که درابتدا عکس را براي آن گرفتهايد تا احساسي که از آن لحظه ميخواهيد، منتقل کنيد.
درمورد منابع براي مطالعه مي توانيد از «درک نوردهي» برايان پيترسن[۵] براي يادگيري پايه عکاسي شروع کنيد. مقاله آموزشي اچ. دي. آر پيت کار و کارگاه آموزشي تصويربرداري اچ. دي. آر او را که منابع خوبي براي يادگيري اچ. دي. آر هستند، بخوانيد. همچنين مي توانيد براي کتابهاي بيشتر در اين رابطه آمازون را جستجو کنيد يا در وب به دنبال مقالات آموزشي ديگر بگرديد.
يک راه خوب ديگر جستجو در وب به دنبال مثالهاي تصويربرداري اچ. دي.آر است که بدين وسيله عکاساني را خواهيد يافت که در اين سبک به کمال رسيدهاند و تصاويري بيبديل خلق ميکنند. با اين کار ميتوانيد تصميم بگيريد کدام سبک را در عکاسي مي خواهيد دنبال کنيد، و چشمان خود را تمرين دهيد تا بدانيد چه دوست داريد.
پي نوشت:
1. Alfredo J. Martiz J.
2. Understanding Exposure
3. Pete Carr
4. Lightroom
5. Bryan Peterson
منبع:مجله الکترونيکي اچ.دي. آر
|