سخن ماارتباط با ماپيوندها  تبلیغات در سایتآرشیو  

English   
 صفحه آغاز   سینما و تلویزیون   تئاتر   موسیقی   تجسمی   شعر و ادبیات   معماری   صنایع دستی   طراحی لباس   كودك 

RSS تهران - 12:09 جمعه 19 شهريور 1389 / Friday 10 September 2010


نگارخانه ها



کتابخانه



اثر برگزیده هفته



تبلیغات












 


جمعه 1 مرداد 1389 - 17:03
حسین فاطمی،عکاس/
همه جای دنیا خط قرمز وجود دارد
نسخه قابل چاپ نظر شما
 
آرت نا: ارتش امریکا حسین بلال را به جرم ثبت تنها سه فريم عکس از جنازه سربازان امریکایی ، دو سال وی را بازداشت کرد.    
 

گفت و گو: امیر طالبی/ آرت نا

حسین فاطمی برای گرفتن هر تصویر، خود را ملزم به دانستن پیشینه آن می داند. او جنگ را دوست ندارد اما آن گونه نیست که دوست نداشته هایش را کنار بگذارد بلکه به میدان رفته و لایه های درونی سازندگان جنگ را در لحظه ثابت می کند تا آلام مردم رنج کشیده از جنگ را تسکین دهد و دنیا را با تماشای قاب نویی از بهت و ماتم فرزندان قربانی تمدن سلاح به باور بنشاند.

آقای فاطمی چرا افغانستان را برای فعالیت خود انتخاب کردید؟
خیلی خوشحالم که در کشورمان خبرگزاری هنری در حال راه اندازی مي باشد و من خوش بینم که در اين راه موفقیت های بیشتری را در پي خواهید داشت. امیدوارم این خبرگزاری باعث شود آثار هنرمندان ایرانی و تفکرات آنها بیشتر دیده شود.
در این چند سالی که من وارد کار خبری شده ام به نظرم تاثیرگذارترین عکس های ارائه شده مربوط به خاورمیانه و مردم فلسطین بوده است. ما تازه ترين اخبار زنده و روز را در کشور خودمان می بینیم ولی همیشه موقعیت ها برای غربی ها بوده زیرا قوي ترين رسانه ها و مطبوعات در دست آنها بوده و هست.
ورود من به دنياي عکاسی در حقيقت با تفریح و پیدا کردن دوست و به نوعی پیدا کردن منطقه های شلوغ دور شهرمان شروع شد تا رسید به فضای انجمن سینمای جوان و بعد دغدغه های عکاسی، درست دیدن و... و در نهايت دنياي حرفه اي عكاسي.
همیشه دوست داشتم از افغانستان و مردم افغانستان که از بچگی برايم تصاوير خاص خودشان را داشتند، بیشتر بدانم. اولین فرصتی که پیش آمد، سال 2007 بود. از خبرگزاری فارس مرخصی گرفتم و همراه یکی از دوستانم به افغانستان رفتيم.
وارد افغانستان شديم. پر بودم از پتانسیل عکاسی. نمی دانستم چه کار کنم. فقط عکس می گرفتم. آدم ها  با ایمان بودند. يك ماه تمام هرات، کابل و مزارشريف؛ سه استان بزرگ آنجا را گشتم و عکاسی کردم.  مردمي بسيار مهمان نواز بودند. آنجا بهداشت آنچناني وجود نداشت، اما وقتی می فهمیدند ایرانی هستیم، بشقاب را 4 بار می شستند!.
تا به حال هیچ عکسی از آن موقع ارائه نداده ام. عکاس بودم ...! اما جرات نکردم با یک ماه حضور در آنجا در مورد این همه تاریخ و فرهنگ، اظهار نظر کنم. سعي كردم تنها به عنوان توریست به دورو برم نگاه كنم. توریستی که فقط در شهر، مسجد و حتی خرابه ها مي گردد، می بیند و عکس می گیرد. به همين خاطر دنبال یک موقعیت بودم که با مردم زندگی کنم و بیشتر آنها را بشناسم. آنقدر به آنها نزدیک شوم که فکر نکنند یک ایرانی هستم.
 مجددا زمان انتخابات افغانستان به افغانستان رفتم. وقتی که شروع کردم به كار عكاسي، به واقع زندگی مردم افغانستان خاموش که خسته از دولت غرب و دولت خودشان بودند را دیدم.
بعد از سی سال جنگ، آنها حق دارند نه دوست امریکا باشند و نه طالبان. فقط دنبال یک زندگی آرام هستند. به نظر من آنجا همه چیز معنی دارد جز زندگی یک سری افراد قدرت طلب مثل طالبان.
همين باعث شد که سال های 2008 و 2009 آنجا بمانم و به كار عكاسي از زندگي آنان بپردازم. در حال حاضر هم می خواهم سال 2010 و اگر بشود چند ماهی از 2011 را آنجا زندگی کنم. قصد دارم  کتابی از افغانستان به چاپ برسانم. شاید بعد از این چند سال، جرات کنم درباره این مردم اظهار نظر کنم و دیدگاه خودم را در کتاب و اینترنت نشان دهم.
در 15 روز هیچ عکاسی نمی تواند عکس بگیرد، در مجلات دنیا چاپ کند و خبری را انعکاس بدهد که  تاثیر درستی بگذارد. من این را در افغانستان تجربه کردم. در افغانستان واقعا مطالعه کردم و عکس گرفتم تا بعدها اگر کتابی چاپ کردم و خواستم در دانشگاه رونمايي كنم، مخاطب افغانی نگوید: "این چه معنی میدهد؟ معنی پوشش ما را میدانی؟ اصلا این چه تاریخی است؟" اگر ما اینها را ندانیم با توریست هیچ فرقی نداریم.

شيوه عكاسي خبري در شرايط بحران به چه صورت است و چطور بايد عمل كرد؟
وقتی شما عکاس خبري باشید، بستگی به شرایط دارد. مثلا وقتی امروز در لبنان جنگ است و شما فردا به آنجا می رسید، آن موقع دیگر کارت معنایی ندارد. همه ادارات تعطیل می شوند، چون همه به دنبال جان خودشان هستند. همه می خواهند به یک جای امن بروند. در اين ميان يك عكاس آزاد در اولين فرصت باید مستقیما به سفارت برود و به عنوان عکاس خبری خودش را معرفی کند و تقاضاي ويزا بدهد. چون شرایط طوری نیست که کسی کارت خبرنگاری شما را چک کند. (در ايران انجمنی داریم به نام انجمن عكاسان مطبوعات، که جامعه جهاني رسانه ها هم  کارت آن را قبول دارد) در كشور مربوطه هم بايد در اولين فرصت تمام مدارک را برای سفارت آنجا فکس کنند که اگر مشکلی پیش بیاید، آنجا پرونده داشته باشید.
این شرایط برای افغانستان که اکنون دچار بحران نیست، شکل دیگری است. بعد از ورود به آنجا، به وزارت ارشاد می روید. یک سازمان دیگر به نام «آث ف ناتو» هست که اگر بخواهی از مردم عکس بگیری و با مردم ارتباط داشته باشی، یک کارت به شما می دهند و شما با آن کارت، خودت را معرفي می کنید. اگرهم  بخواهید وارد قضیه عكاسي جنگ شوید و با نیروهای تاسیسات جنگی کار کنید، باید کارت "اسی سف" بگیرید. برای گرفتن این کارت، ملیت مهم نیست. باید آژانسی تو را تائید کند و رئیس آژانس ایمیل بزند. به سختی کارت میدهند اما اگر اين کارت در اختيار عكاس قراربگیرد، كسي  نمی توانند به شما بگوید اينجاعكس بگیر یا نگیر. در حقيقت كسي نمی تواند به شما گیر بدهد.
با داشتن اين كارت، وقتی جایی آتش می گیرد، پلیس اجازه ندارد عکاس را بزند یا دوربین او را چک کند. من در خيلي از كشورها عكاسي كرده ام و هیچ وقت دچار مشکل نشدم. در واقع دغدغه عکس گرفتن نداشته ام چون کارت دارم، خیالم راحت است. مثلا در یک درگیری خیابانی کابل که یکی از بزرگترین درگیری ها در 10 سال قبل بود، طالبان حمله کرده بودند و می جنگیدند. ما در خیابان خوابیده بودیم و عکس می گرفتیم. پلیس عصبانی شده بود و ما را می زد؛ چون جلیقه ضد گلوله نداشتیم!. پلیس مدعی نمی شد که حق نداری از خمپاره عکس بگیری، بلکه می گفت: "برای سلامتی خودتان در این درگیری ها عکاسی نکنید".
واقعيت اين است كه عکاسی در ایران بسيار سخت است. وقتی شما عکاس خبری هستید باید حتما کارت و یک نامه هم پیوست داشته باشید که بتوانید عکاسی کنید. برای هر جا که می خواهیدعکاسی کنید شما باید یک نامه از پیش آماده شده داشته باشید.

وضعیت عكاسي ايران را چگونه مي بينيد؟
کار بیشتر عکاسان در ايران توریستی شده است. وقتی می خواهیم عکس بگیریم اتوبوس می گیریم و برای يك مراسمي مثل عاشورا همه راهي خرم آباد  مي شويم. من احساس می کنم پيش از عكاسي، بايد آن شناخت بوجود بیاید که کار تکرار پیشکسوتان نباشد.
متاسفانه خيلي اوقات وقتی شخصی روی یک مجموعه زوم کند، دیگران پشت سرش همین اتفاق را تکرار می کنند بدون اینکه حتی زاویه شان را عوض کنند. در حقیقت یک تکرار بی مورد باعث می شود طرف مقابل یک بازخورد ناشایست داشته باشد. مثلا "نصرالله کسراییان" در تاریخ ایران برای همه نسل ها کتاب ماندگاری را به چاپ رسانده، حالا ما نباید دوباره کارهای وي را تکرار و كپي كاري کنیم!

به نظر شما خط و مرز در عكاسي خبري كجا قرار دارد؟
اينجا اين سوال پيش مي آيد چرا بعضی از ما بایستی مورد پیگرد قرار بگیریم؟ مثلا در همين اتفاق های انتخابات اخیرعکاسان ما حد و حدودهای مقررات را رعایت نکردند. وقتی دولت آزادی عمل مي دهد و عكاسان ما رعايت نمی کنند و شرایط کار را آن طور که خودشان می خواهند ورق می زنند، وقتی حد و حدودها رعایت نشود و پایمان را از حد و مرزها  بيرون بگذاریم؛ قطعا دولت ها هم می ترسند و اجازه فعاليت و كار را نمی دهد. همه جای دنیا خط قرمز وجود دارد.
شما در این همه جنگ كه آمريكا در آن دخالت دارد، چند فريم عکس از جنازه امریکایی روی زمین دیده اید؟ تنها سه عکس از حسین بلال،عکاس ap كه تقريبا معتبرترین خبرگزاری عكس در دنیا مي باشد به نمايش درآمد. به خاطر همين سه فريم، 2 سال ارتش عراق وی را بازداشت کرد.

و نگاه شما به عكاسي خبري؟
همه اتفاقات مثل سیل و زلزله در تمام دنیا هست. یک عکاس خبری نباید منتظر این حوادث بماند. یعنی من منتظر باشم 4 سال دیگر انتخابات شود. چیزهایی هست که باید آن ها را بخوانید. شهید اعلم، یکی از عکاسان بزرگ می گوید من نمی دانم آن کسی که جامعه و فلسفه نخوانده با چه جراتی عکس می گیرد. وقتی من خودم مطالعه نکرده ام چگونه می توانم عکاسی کنم.
ما در خیابان منتظر می مانیم تا یک نفر کشته شود که ما عکس بگیریم. شاید 20 سال هم این اتفاق نیفتد. شاید هم اتفاق بیفتد و شخصی با یک موبایل عکس بگیرد و قسمت ما نشود.
در كشور ما عکاسی به نوعی آیینی يا عکاسی تقویمی شده است، یعنی تنها به روزهایی که در تقویم آمده اکتفا می کنیم.
این خوب است و بايد باشد، اما در کنار آن بايد یکسری دغدغه ديگری هم داشته باشيم و پوشش بدهیم که متاسفانه به آنها بها داده نمی شود. البته باید آن را بررسی كرد و ديد که چرا چنین اتفاقی نمي افتد؟
در بعضي از کشورها که نگاه بصری روزتری به جهان خود دارند، دنبال حقیقت نگاه جدید و خاص در هنر هستند. مهم این است که ما بدانیم نگاهمان را با چه تکنیک، اجرا و ابزاری خلق و تصوير کنیم.
به عنوان نمونه، چندي پيش من یک مجموعه عکس از یک عکاس ایتالیایی با موضوع "دماغ عمل کرده ها" دیدم. او از آدم هایی که دماغ عمل کرده اند، یک پروژه خوب براي ارائه، خلق كرده بود. دقت كنيد؛ چنین نگاهي وجود دارد که مبحثي مثل دماغ يك پروژه خوب و قابل ارائه براي مخاطب مي شود.

دواير و مراكز دولتي كه به مناسبت هاي مختلف براي برگزاري جشنواره ها و مسابقات سعي در پيشي گرفتن از يكديگر دارند آيا مي توانند تاثيري در رشد هنر كشور داشته باشند؟
به نظر من بزرگترین لطفی که وزارتخانه ها می توانند در حق هنر انجام دهند این است که در کار هنر دخالت نکنند. مثلا وزارت آب، مسابقه ای در مورد آب برپا می کند و وزارت برق، مسابقه برق، 10 سکه هم جایزه می گذارند. اینها بزرگترین ضربه را به هنر و هنرمند می زنند. من و ديگر دوستان بارها  در اين جشنواره ها و مسابقات  شرکت کرده ايم و جایزه گرفته ايم. دبیر جشنواره بوده ايم و داوری کردا يم. هیچ جای دنیا چنین پولی به اين مسابقات اختصاص نمی دهند. انجمن عکاسان نباید اجازه چنین کاری را بدهد. بایستی به آنها بگوید اگر شما عکس می خواهید بايد به شکل دیگری جمع کنید و هزينه اش را هم پرداخت كنید.
در ضمن بالا بردن تعداد سکه به مسابقه اعتبار نمی دهد. اعتبار مسابقه به تکرار آن است. وقتی می گویند «شصتمین مسابقه»، سابقه و اعتبار آن را بیان می کنند.
متاسفانه اين شيوه جشنواره ها و مراكز ما را گدا كرده است. عکاس ما برای یک جشنواره آب به فلان دریاچه می رود و بدون تفکر عکس می گیرد. شخصی که 50 سال عکاس است، نمی رود با 2 سکه تفکرات خودش را بفروشد و عکس بگیرد که در فلان جشنواره جایزه بگیرد.
نکته جالب دیگر این است که باید داوری را انتخاب کنند که دارای شناخت کافی در آن حیطه باشد. مثلا دعوت از «جيمز نچوي»عكاس جنگ در نخستين دوسالانه عكس جهان اسلام كه شناخت كافي از اسلام و مراسم آييني مذهبي ندارد! با چه درکی از کربلا و حسین مي تواند عکس های مراسم عاشورا را ارزیابی و داوري کند؟
شايد به دلیل همين مباحث و مشكلات، عکاسی ایران ایستاده و عقب هم می رود.

حمایت مالی عکاسان در دنیا به چه صورت انجام مي شود؟
سازمان هایی هستند که از عکاسان حمایت می کنند. بدین صورت که یک سال وقت می دهند تا روی موضوع آب، حقوق بشر و... کار کرده، هزینه ای حدود 20 میلیون تومان هم می دهند و از آنها مي خواهند جور دیگری به دنيا نگاه کنند. حمایت آنان از عکاسان به گونه ای است که عکاس را مولف می کنند. اگر ما قضیه گداپروری كه در بالا به آن اشاره شد را از خودمان بگیریم و به عنوان یک عکاس بنویسیم و مطالعه کنیم، از خيلي مراكز حمايتي دنیا مي شود كمك هاي مالی خوبي براي نگاه هاي ناب دريافت كرد.

پيشنهاد شما درباره بهينه شدن عكاسي كشور چیست؟
حالا دیگر اگر یک سال هم عکس نگیرم، ناراحت نمی شوم. می دانم چطور باید عکس بگیرم. به ما یاد داده اند عکس ببینیم و عکس بگیریم. اما به ما نگفتند بخوان، عکس بگیر و ارائه کن. ما چرا در جشنواره عکس شرکت می کنیم؟ چون ما تجارت عکس بلد نیستیم. ما نمی دانیم در شرایط جنگی با کجا کار کنیم.
ما در زمان خودمان می توانیم تاثیرگذار باشیم. عکاسی چون یک صنعت رسانه است و با سرعت همگام است اين اطمینان را ايجاد می کند كه مي شود حمايت مالي خيلي ها را براي يك نگاه خوب به همراه داشته باشد.


523 بار دیده شده.

نظرات:
    پنج شنبه 7 مرداد 1389

حيف كه يكمقدار لهجه دارد

پاسخ

 محمد علی رضایی   شنبه 9 مرداد 1389

ممنون مصاحبه خوب و پر معنایی بود .به امید فردایی بهتر برای عکاسی خبری .

پاسخ

 عیرضا   يکشنبه 10 مرداد 1389

درد دل یک عکاس جوان جویای نام

پاسخ

 فرامرز میراحمدی   دوشنبه 11 مرداد 1389

سلام جناب استاد نصیحت های پر بارت را با چشم جان خواندم . اما یک نکته کوچکی از قلم افتاده . آیا کار عکاسانی که یک عمر در همین سرزمین عاشقانه عکاسی کرده اند وبرای ارتقای فرهنگ و اندیشه های ایرانی ومعرفی آن به جها نیان با تمام ناملایمات موجود کنار آمده اند کار بیهود ه ای انجام داده اند ؟ و آِیا همین آدمهای بی ادعا بدون هیچ چشم داشتی به حمایتهای دولتی و یا شهرت و نامی همواره فقط برای ایرانی آباد کار کردند بی فلسفه بودند ؟ و استاد با این همه فلسفه چرا تا حالا یک مجموعه درست وحسابی در ایران ویا در اردبیل انجام نداده اند و به یک باره سر از کشور بلا زده در آوردند ؟ روشن است که در ایران عکاسی کردن سخت تر وبرای بعضی ها افت کلاس است . و در آخر < چشمها را باید شست > و خوب همه جا را د ید ...

پاسخ

 فهیمه اکبری   پنج شنبه 14 مرداد 1389

سلام آقای فاطمی.مصاحبه خوبی بود....واقعا استفاده کردم...حقیقت بود و باید تاب تحمل شنیدن آن را داشت....به امید روزی که عکاسان مولف در ایران بتوانند اندیشه خود را به جهانیان عرضه کنند.باتشکر

پاسخ


نظر شما نظر شما
پربیننده‌ترین‌ها
در هجدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن
جشنواره عکس «شمس»

حسین فاطمی،عکاس/
همه جای دنیا خط قرمز وجود دارد

اختصاصي «آرت نا» /
ناصر عظيمي عهده دار مديريت سرويس عكس خبرگزاري فارس شد

هفتمين نمايشگاه فناوري‌هاي عکاسي و فيلمبرداري
اسامي عکاسان در هقتمين جشن تصوير سال
تمديد مهلت ارسال به مسابقه خانه هاي روستايي
نمايشگاه عکس «خواب بي واو» در مشهد
مهدي مقيم‌نژاد با « شماره 6 »
نمايش آثار برتر عکاسان نيشابور در فرهنگسراي نياوران تهران
ششمين جشنواره فيلم و عکس دانشجويي

تبلیغات




 
آژانس خبری تحلیلی هنر آرت نا > تجسمی > عکاسي > همه جای دنیا خط قرمز وجود دارد
 

سخن ماارتباط با ماپيوندها  تبلیغات در سایتآرشیو