آرت نا اولین خبرگزاری هنر ایران و جهان ART NEWS AGENCY


سه شنبه 18 مرداد 1390 - 10:52
اخوان؛ نگار بی خبر
نسخه قابل چاپ نظر شما
 
آرت نا: کاظم اخوان ابتدا به عنوان یک رزمنده به جبهه رفت و بعد به تشخیص دکتر چمران عکاسی را دنبال کرد.   
 

گفت و گو : علیرضا ملوندی/ آرت نا

گاهی اوقات دوستی های انسان ها به قدری نزدیک می شود که می توان گفت دو نفر با هم برادر شده اند، برادرانی که دوری یکدیگر را تاب نمی آورند و در فراق هم، آه غم از نهاد جان سر می دهند . فریدون گنجور همین حس را نسبت به کاظم اخوان دارد، آرزو می کند کاش خودش در کمین برباره گرفتار می شد اما برادرش کاظم آزاد بود. غم از دست دادن کاظم، گنجور را آرام نگذاشت و او با ساختن مستندی درباره ی دوست جاویدالاثرش به نوعی به او ادای دین نمود .
به سراغ عکاس کارکشته جنگ رفتیم تا از کاظم برایمان بگوید که در این راه دوست دیگر کاظم اخوان، حاج محمد حق بیان نیز همراهمان شد.

•    از مستندی که راجع به دوستتان، کاظم ساختید برای ما بگویید.
مستندی به نام "نگار بی خبر" راجع به اخوان توانستیم بعد از سه، چهار سال دوندگی درست کنیم. ابتدا قرار شد با صدا و سیما کار کنیم که متاسفانه همکاری نکردند چون وقتی به صورت کار می کنیم خیلی مشکل می شود و ما یک نفر را پیدا کردیم. ایشان یک فرانسوی هستند که این چهار نفر را زنده دیده است اسم وی هم "جرج باتابوش" بود صدا و سیما به ما گفتند که این فرد کیست؟ گفتیم که ما طی تحقیقات به ایشان دست پیدا کردیم منتها قبول نمی کردند خلاصه کار به اینجا کشید که ما مجبور شدیم حکم ماموریتی را که آقای دکتر ولایتی به ما داده بود را بردیم و به صدا و سیما نشان دادیم با این حال به ما گفتند که این آقا را در این فیلم نشان ندهید.

•    چرا؟
نمی دانم ، دلیلش را به من نگفتند اینگونه بود که کار ما در صدا و سیما متوقف شد تا اینکه آقای حسنی را در بنیاد حفظ آثار دیدیم جوانی بودند که با دیدنش بسیار خوشحال شدم زیرا با اینکه ممکن است حتی در جنگ نبوده اما واقعاً برای انقلاب دل می سوزاند . یک مدتی طول کشید اما بعد از چند ماه علی رغم تمام مخالفت هایی که صورت می گرفت مستند ساخته شد.
به ما چندین بار گفته شد که کاظم اخوان را به عنوان یک عکاس نشان دهید نه یک رزمنده، من هم گفتم که این امر غیر ممکن است چون کاظم اخوان ابتدا به عنوان یک رزمنده به جبهه رفت بعد از آن بود که به تشخیص دکتر چمران عکاسی را دنبال کرد. به هر حال فیلم بعد از فراز و نشیب زیادی آماده شد.

•    آشنایی شما با کاظم اخوان از چه زمانی آغاز شد؟
بیشتر محبت و برادری بین من و کاظم اخوان بعد از مجروح شدنم بود که همیشه می آمد و من را می برد حمام و می گفت که سال دیگر همین موقع همه چیز یادت رفته و پایت خوب شده است . واقعاً تا حدی کاظم را دوست داشتم که فرقی نبود اگر من اسیر می شدم یا کاظم او یک جوان دوست داشتنی بود .
همیشه به او فکر می کردم، عکسش را جلوی خودم می گذاشتم و حتی بعضی وقت ها احساس گناه می کردم چون که من او را به خبرگزاری بردم. خبرگزاری در سال اول جنگ هیچ عکسی نداشت و وقتی عکس های کاظم در اختیار خبرگزاری قرار گرفت او را استخدام کردند.

•    کار عکاسی کاظم از کجا شروع شد؟
کاظم در گروه دکتر چمران بود و بسیاری از عکس های دکتر در جبهه را او گرفته است در اینجا بد نیست بگویم که دکتر به همه کسانی که در گروهش بودند علاقه شدیدی داشت ، آنها که جوان و نوجوان بودند همانند فرزندان وی بودند و آنها که سن و سال زیادی داشتند برای دکتر همانند پدر بودند . هر وقت دکتر به خط مقدم می رفت بسیاری به طرفش می رفتند و صورتش را می بوسیدند چون علاقه زیاد و شدیدی بینشان حاکم بود ولی با همه این اوصاف کاظم اخوان برای دکتر چیز دیگری بود بیراه نیست اگر بگویم که کاظم اخوان عزیزدردانه دکتر چمران بود آقای مرآتی در فیلم "نگار بی خبر" می گویند که این دو همانند پدر و پسر بودند هر جا که دکتر چمران می رفت کاظم هم همراه ایشان بود . به حدی وابستگی کاظم به دکتر زیاد بود که بعد از شهادت ایشان یکبار کاظم به من گفت من می خواهم بمیرم! حتی کلمه شهید را هم به کار نبرد .
به تشویق دکتر چمران و در قضیه تخریب سد بود که کاظم عکاسی را شروع کرد و پس از آن ایشان به خبرگزاری رفت و آنجا رسمی شد .
پیش از آن کسی را نداشتیم که کار خبری کند و تصاویر جبهه را به مردم انتقال دهد.

•    شما خود یک عکاس حرفه ای و با سابقه هستید ، به نظر شما کاظم اخوان چگونه عکاسی بود؟
 بعد از اینکه کاظم کار عکاسی را به صورت حرفه ای آغاز کرد می توانم به جرأت بگویم که هیچ عکاسی  ، حتی آنانی که 8  سال در جبهه بودند به اندازه کاظم اخوان عکس زنده و پویا ندارند . علت این قضیه هم این است که کاظم در بحرانی ترین مواقع جنگ هم نترس بود ، چیزی به نام ترس در وجودش راه نیافته بود با شجاعت تمام در میانه ی میدان می رفت و عکسهای جاودانه خلق می کرد . یک عکاس جنگی باید در ابتدا یک رزمنده ی خوب باشد تا بتواند عکاس خوبی باشد که کاظم اخوان مصداق بارز این قضیه بود . شاهد مثال این قضیه هم اینکه کاظم در حمله اول کرخه دوربین به گردن نداشت بلکه جزو گروه خط شکن بود و این به خوبی نشان می دهد که او یک بسیجی هنرمند بود.

•    از خصوصیات فردی اخوان برایمان بگویید .
کاظم در بسیاری از زمینه ها تبحر بالایی داشت با اینکه سن کمی داشت اما در مسائل نظامی بسیار خبره بود، به عنوان مثال در بحبوحه نبرد کاظم با درک دقیق شرایط خود را به فرمانده مربوط می رساند و به او می گفت که تصمیم درست در این شرایط چیست و اتفاقاً نظری که کاظم می داد بسیار دقیق  و راهگشا بود.
اما از همه اینها مهمتر آن اصالت خانوادگی اسلامی وی بود که از او یک شخصیت بی نظیر ساخته بود . دکتر چمران در جایی می گوید که مهمترین چیز برای ما تربیت انسان هاست و کاظم اخوان یکی از تربیت شدگان مکتب دکتر چمران بود.

•    یک خاطره از دوستتان برای ما بگویید.
کاظم حرف های رکیک و شوخی های زننده را بر نمی تابید اما جوان بسیار خوشرو و شوخ طبعی بود.
یک خاطره ای که از این قضیه دارم این است که یک نفر در بخش عکاسی خبرنگاری بود که هیچ وقت به جبهه نمی رفت و همه با او شوخی می کردند که تو چرا جبهه نمی روی؟ کاظم هم به شوخی گفت شهیدان زنده اند ما چرا بجنگیم؟!! این شوخی کاظم اخوان بعدها تبدیل به یک لطیفه بین بچه های رزمنده شد که بسیار خاطره شیرینی برای من بود.

•    فکر می کنید کاظم اخوان شهید شده؟
کاظم اخوان چه زنده برگردد چه شهید شده باشد ، شهید است . چیزی که به من آسودگی قلب داد و من را مطمئن کرد که کاظم یکی از اولیاست و من کرامت او را دیدم.
جمله ای است در مکاشفات یوحنا که حضرت عیسی علیه السلام قبل از آمدنشان چه وقایعی اتفاق می افتد و در آنجا خیلی روشن راجع به حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) صحبت شده است و آن جمله این است که شهدا از خداوند سوال می کنند که ای خداوند قدوس تا چه زمانی انتقام ما را نمی گیری و به جباران مهلت می دهی؟  خداوند در پاسخ به فرشتگان می فرماید که بروند و شهدا را آرام کنند و به ایشان بگویند که هر وقت تعداد شهدا کامل شد و همه کسانی که شایستگی داشتند ؛ به قافله شهدا پیوستند آنگاه حضرت مهدی (عج الله تعالی فرحه الشریف) ظهور خواهد کرد و انتقام شهدا را از ظالمین خواهد گرفت.
شهادت اوج کمال انسانی است که امام حسین (صل الله علیه و آله و سلم) در قله این کمال قرار دارند.
اما از این موارد که بگذریم باید بگویم که آنگونه که مکاتبات من با سازمان عفو بین الملل نشان می دهد اینها زنده هستند و اگر اینها زنده نبودند پس چر اسرائیلی ها در عوض این چها نفر ران آراد را می خواهند؟ ارتباط ران آراد با اینها چه چیزی است؟
به هر حال من اطمینان دارم که کاظم هر جا هست از اولیاست چونکه کسی که در نوجوانی کفشداری امام رضا علیه السلام را کرده است و در زمان انقلاب به امام راحل پیوسته و در زمان جنگ هم به جبهه ها شتافته و سپس 29 سال است که در زندان است پس مسلماً از مقربین است .
ان شاالله با آمدن حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف اینها آزاد خواهند شد.

•    آقای حق بیان شما چطور از چه سالی و چگونه با کاظم اخوان آشنا شدید؟
من از سال 59 با کاظم آشنا شدم . من کاظم را دقیقاً از زمانی که قرار شد سد را تخریب کنند تا جلوی عراق را بگیرند شناختم که در مناطق گمبوعه و بالای پادگان حمید ،سیدحسن، کوت و... واقع بود.
ما یک گروه 42 نفره بودیم و اگر خدا قبول کند مسئولیت این گروه با من بود که این قبیل عملیات ها را انجام دادیم ، بعد از آب گرفتگی بود که کاظم را بیشتر دیدیم که همراه دکتر چمران در ستاد جنگ های نامنظم بود و آنجا رابطه ما با هم شکل گرفت.
این عملیات ها گذشت تا اینکه در عملیات سوسنگرد و ارتفاعات الله اکبر او را دیدم بعد از آن دیگر کاظم را ندیدم تا عملیات دهلاویه مجددا با ایشان برخورد داشتم آنجا بود که بیشتر با هم بودیم و با دوستان دیگری مثل آقای گنجور آشنا شدیم.

•    آقای گنجور از رابطه ی نزدیک شهید چمران با کاظم اخوان گفتند، نظر شما چیست؟
کاظم و دکتر رابطه ی بسیار نزدیکی داشتند یعنی دکتر چمران مثل یک آهنربا کاظم را به خود جذب کرده بود ، البته این قضیه در مورد تمامی بچه ها صادق بود، دکتر همه را مجذوب خود کرده بود هر وقت به منطقه می آمد رزمنده ها با ذوق و شوق به طرف او می رفتند و در آغوش می کشیدند اما واقعاً رابطه ی اخوان با دکتر بسیار صمیمانه بود و شاید بتوان گفت که کاظم به دکتر عشق می ورزید.

•    کاظم چگونه انسانی بود؟
کاظم اخوان انسان کم حرفی بود اما هر وقت حرف می زد شیرین سخن می گفت و این شیرینی را با مزاح شیرین تر می کرد خیلی دوست داشتنی بود. همیشه به دنبال این بود که از دکتر چیزهایی را برای جذب کردن بیاموزد .
همیشه در کارهایش تفکر می کرد و همیشه دوست داشت کار اطلاعات عملیات را انجام دهد و هم کار خبری خود را کند در کل باید بگویم انسان تیزهوشی بود و حیف شد که سی سال است از حضور او محروم هستیم.

•     وظیفه ما در برابر کاظم اخوان و فداکاری هایش چیست؟
آن موقع بسیاری بودند که اهل نماز بودند اما این افتخار نصیبشان نشد. خدا را شکر می کنم که خداوند آن موقع کاظم اخوان و ما را هدایت کرد تا به عرصه جهاد در راهش پا بگذاریم. جهاد برای شیعه یک اصل اساسی است و شاید برای همین هم هست که تعداد پیروان این مذهب از بقیه کمتر است چون اگر بپذیرند که شیعه شوند باید خون بدهند، مال بدهند و باید از همه چیزشان بگذرند و هر کسی هم این شهامت را ندارد از صدر اسلام هم تاریخ این مسئله را نشان داده است که شیعه عرصه ی جهاد و شهادت بوده است.
یک روزی یک نفر به من گفت مادران شهدا خیلی بی رحم بودند که بچه هایشان را به قتلگاه می فرستادند، به او گفتم ببین ما از وقتی نطفه مان بسته شد خدا حضور داشت و خانواده هایمان به این قضیه ایمان داشتند . آنها سواد نداشتند اما شعور بالایی داشتند که متاسفانه امروزه کمتر شاهد این موضوع هستیم، اینها ما را با عشق ابی عبدالله علیه السلام بزرگ کردند و با همه کمبودها ما را نگه داشتند، اما علیرغم اینکه می دیدند بچه های مردم که به جبهه ها می رفتند با تابوت بازمی گشتند اما باز هم فرزندشان را به جبهه می فرستادند چون اعتقاد داشتند اینها امانتی هستند که خدا به ما داده است و امروز هم این امانت را از ما مطالبه کرده و ما نباید در ادای امانت کوتاهی کنیم، فلسفه خانواده شهدا این بود.
بگذارید من به شما بگویم که این موارد است که باید برای مردم بازگویی شود، معنی جنگ این نبود که چند تا تانک زدیم، چند تا اسیر گرفتیم و... معنی دفاع مقدس ما این فداکاری ها بود، اینکه جوانانی مثل کاظم به جبهه می رفتند و در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح می ایستادند. شما در تاریخ جنگ های دنیا بگردید هرگز چنین چیزی را نمی بینید که شب عملیات رزمنده ها حنا ببندند و شادی کنند! این کار را شب عروسی می کنند اما شما می بینید که در دفاع مقدس ما کسانی این کار را می کردند که معلوم نبود آیا تا ساعتی دیگر زنده هستند یا نه.
نیاز امروز شما جوانان این است که تفکر دفاع مقدس را باز کنید و بشناسید و بدانید که کاظم اخوان چه در ذهنش می گذشت که از همه چیزش برای دفاع از دین و کشورش می گذشت.
کسی که تا قبل از جنگ شب ها باید مادرش پتو رویش می کشید تا سرما نخورد چطور می شود در برابر زبده ترین افسران جهان بایستد و 5 کیلومتر موانع مستحکمی که در کربلای 5 مقابل بچه ها بود را رد کند؟
متاسفانه ما خیلی کم در این زمینه کار کردیم در حالیکه ببینید دیگران برای جنگ های باطلشان بعد از نزدیک به شصت سال چقدر تبلیغ می کنند.

•    چه خاطره خاصی از ایشان دارید که فکر می کنید برای خوانندگان ما جذاب است؟
یک خاطره ی جالب برایتان نقل می کنم که ممکن است کسی باور نکند اما من وظیفه دارم نقل کنم تا این خاطرات برای نسلهای آینده باقی بماند و خدا را بر صحت آن شاهد می گیرم .
 با کاظم در فتح المبین داشتیم یک منطقه ای را به سمت سایت 4 می رفتیم، کاظم دوربین دستش بود مقابل ما تانک به فاصله 500 متری بود که بچه ها می خواستند آن را با آر پی جی بزنند و ما هم داخل یک کانال بودیم و به سمت جلو حرکت می کردیم کاظم هم داشت از ما فیلم می گرفت یک لحظه دیدم کاظم گفت یا صاحب الزمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) و دوربین از دستش افتاد و روی زمین نشست نگاه کردیم دیدیم گلوله های رسام سرخ رنگ تا نزدیک بچه ها می آید اما از مقابلشان کمانه می کند و به آنها اصابت نمی کند ، با دیدن این صحنه پاهای من هم سست شد و روی زمین افتادم؛ برادرم می گفت که گرمای تیری که به سمتمان می آمد را حتی حس می کردم اما به ما نمی خورد. خیلی دوست دارم کاظم زنده بازگردد و این داستان را برای شما تعریف کند متاسفانه معلوم نیست فیلمی که کاظم گرفت کجاست.
در مورد امثال کاظم و شهدای انقلاب و دفاع مقدس من حرفی نمی زنم چون ما باید ببینیم شهدا چه گفتند و ما دنبال آن برویم، شهدا حرف نمی زدند عمل می کردند ، کاظم شعار نداد بلکه عمل کرد.
متاسفانه امروزه کم هستند کسانی که جنگ را درست شرح دهند، امثال آوینی در بین ما نیستند، آوینی به مخاطب فکر می داد، اندیشه می داد، افسوس که امروزه همانند او کار نمی شود.

•    وقتی که شنیدید کاظم ربوده شده چه حسی به شما دست داد؟
ما قرار بود با کاظم به لبنان برویم ، حتی ثبت نام هم کردیم که قرار شد فردای آن روز ساعت 6 صبح حرکت کنیم که همان شب امام (ره) پیام دادند که راه قدس از کربلا می گذرد و نیروها اعزام نشدند و موفق نشدیم همراه کاظم باشیم . وقتی که خبر اسارت کاظم را شنیدم بسیار ناراحت شدم اما امروز که با خودم آن دوران را مرور می کنم می گویم کاش من به جای کاظم اخوان بودم ، چون او توفیق بزرگی پیدا کرد.

•    شما فکر می کنید کاظم الان شهید شده یا زنده است؟
به نظرم فرقی نمی کند که شهید شده باشد یا زنده باشد، هر جا هست حال خوشی دارد اما من حدس می زنم زنده است چون سیاست اسرائیل یک سیاست گروکشی است و به نظر من اینها را نگاه داشتند تا یک جای حساس از این موضوع استفاده کنند.

پربیننده‌ترین‌ها
خزر تا خلیج فارس
در هجدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن
جشنواره عکس «شمس»

حضور 281 عکاس در خانه هنرمندان
محمود ظهیرالدینی ،عکاس جنگ:
همه از عکاس ها می ترسند...!

محمد رازدشت عکاس، گرافیست و مستندساز دیروز به خاک سپرده شد
سید جواد هاشمی:
انتخاب پاکدل برای چنین کاری قابل تقدیر است

در اهواز برگزار می گردد
سفینه النجاه در قاب دوربین های 110 عکاس

در گالری گلستان به روی دیوار خواهد رفت؛
نمايشگاه عكس‌هاي ميترا محاسني

غرامت 45 میلیونی برای عکاس مضروب در تظاهرات بر علیه اجلاس گروه بیست
رضا دقتی‌، جایزه ی «لسی» را دریافت کرد

تبلیغات


 
آژانس خبری تحلیلی هنر آرت نا > تجسمی > عکاسي > اخوان؛ نگار بی خبر

: 4818
 
http://artna.ir/fa/13197

© آرت نا اولین خبرگزاری هنر ایران و جهان ART NEWS AGENCY - نقل اخبار با ذکر منبع آزاد است